تداوم جنبشهای حق طلبانه و دموکراتيک و درمانده‌گی رژيم سرکوب‌گر

karegar.jpgتداوم جنبشهای حق طلبانه و دموکراتيک و درمانده‌گی رژيم سرکوب‌گر!

جنبش کارگری ايران، درمبارزه عليه رژيم گنديده‌ی سرمايه‌داری حاکم، گام به‌گام پيش می‌رود. اعتصاب کارگران نی‌بُر نی‌شکر هفت تپه برای دريافت مزدهای معوقه، به دنبال اعتصاب درخشان چندهفته‌ پيش کارگران اين شرکت که بارديگر به منظور دفاع از هم زنجيران دستگيرشده‌شان دست به اعتصاب زده اند، حکايت از وضعيت معيشتی به‌غايت سخت هزاران کارگر و عدم امنيت آنها در اين شرکت داشته و درعين حال عزم کارگران برای تغيير وضع جهنمی تحميلی برآنها را نشان می‌دهد.

رژيم دلال صفت که دست سرمايه‌ی تجاری را درواردکردن شکر بيش از احتياج سالانه مردم بازگذاشته و بنا به نسخه‌ی نئوليبراليستی به‌خصوصی سازی کارخانه‌ها و فروش اموال عمومی به قيمتهای ناچيز می‌پردازد، کار را بدانجا رسانده که بنابه‌اظهارات رئيس کميسيون صنايع و معادن مجلس، به دليل واردات شکر ٣٥ کارخانه شکردرآستانه‌ی تعطيلی قرارگرفته اند. وضعيت دربخش صنعت چای نيز به همين گونه است: از ١٥٦ کارخانه داير چای درسال گذشته، ٤١ کارخانه درشمال کشور تعطيل شده و بيش از ١٦٠٠ کارگرآنها بی‌کارشده‌اند و روند تعطيلی ٨٥‌کارخانه‌ی ديگر تاپايان سال جاری به بی‌کارشدن ٣٠٠٠ کارگر ديگر منجرخواهدشد. وضعيت در بخش کارخانه‌های نساجی نيز به‌همين منوال است. سرمايه‌های خصوصی اختاپوس وار چنگالهای خود را در بخشهای مختلف صنايع کشور فرو برده وآنها را می‌بلعند.

کارگران برای مقابله با چنين وضعی که هم‌راه با بی‌کارسازی و تجاوز به ابتدائی‌ترين حقوق آنها است، دست به اعتراض و اعتصاب زده و روزی نيست که صدای حق طلبانه‌شان ازکارخانه‌های مختلف کشور به گوش نرسد. اما، اين اعتراضات هنوز به غرش رعد و برق سراسری درايران تبديل نشده است تا تحت رهبری انقلابی پيشرو پرولتاريا، کاخ استثمارگران و ستم‌گران حاکم را از بنيادش سوزانده و ٧٠ ميليون انسان را به رهائی و آزادی برساند.

گاو وحشی حاکم، درهراس از شعله‌های جان سوز مبارزاتی کارگران، رذيلانه به کارگران می‌تازد. مجيد حميدی فعال کارگری و عضو کميته‌ی هماهنگی برای ايجاد تشکلهای کارگری، در روز روشن دروسط خيابان توسط تروريستهای رژيم مورد سوء قصد قرارمی‌گيرد و در بيمارستان هم اکنون تحت معالجه است. اسالو و مددی از هيئت رئيسه‌ی سنديکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه به بهانه‌ی اقدام عليه امنيت ملی ـ اما درواقع به “جرم” ايجاد سنديکای مستقل کارگری ـ توسط ‌دادگاه انقلاب به زندانهای سنگين ٥ سال و ٢ سال محکوم می‌شوند و محمود صالحی فعال کارگری ديگر تنها به جرم شرکت درتظاهرات اول ماه مه سال ١٣٨٣، درحالی که شديدا مريض است محکوم به زندان شده‌ و به کنج زندان انداخته شده است . دستگيری و زندانی نمودن کارگران معترض ادامه می‌يابد و تداوم مبارزات کارگران نيزبدون وقفه صورت می‌پذيرد.

درجنبش دموکراتيک نيز وضع مشابهی جريان دارد. اعتراضات پی‌در‌پی دانش‌جويان به خاطر مسائل معيشتی و خواسته‌های دموکراتيک در دانش‌گاههای سراسر ايران، علارغم سرکوبها، ادامه می‌يابد. رژيم به بهانه‌های واهی نظير توهين به مقامات ، سه دانش‌جوی پلی تکنيک را محکوم به زندان نموده و از ٣١ دانش‌جوی دانش‌گاه علامه سلب حق تحصيل کرده است. بازداشتهای مکرر و محکوم کردن دانش‌جويان به زندان و از جمله اخيرا در دانش‌گاههای اهوازو تهران ، نشان می دهد که رژيم از قبول حقوق اوليه‌ی دموکراتيک دانش‌جويان سر بازمی‌زند.

محکوم به زندان کردن فعالان زن و اخيرا کشتن دکتر زهرا بنی‌عامری در بازداشت‌گاه امر به معروف همدان توسط اوباشان رژيم، درحالی که يک روز واندی از بازداشت وی به جرمی واهی می‌گذشت، نشان از اوج وحشی‌گری نظام درنده‌خوی اسلامی حاکم است که برای حفظ خود از دست زدن به شنيع‌ترين تجاوزات به حقوق اوليه‌ی انسانی مردم ابا ندارد. محکوم کردن کودک ١٢ ساله‌ای به نام مکوان مولودزاده به جرم قتل  پس از گذشت نزديک به ٩ سال و در شرايطی که وی جوان ٢١ ساله‌ای شده‌است حاکی از آن است که دستگاه قضائی رژيم هنوز درعصر تاريک انديشی باقی مانده‌است و برای وادارنمودن جوانان به سکوت به حربه‌ی وحشيانه‌ی مرگ متوسل می‌شود. درعرصه‌ی مطبوعات کشورنيز، علارغم توقيف روزنامه ها و محکوم کردن روزنامه نگاران، مبارزات اينان برای احقاق حقوق خود ادامه دارد. فشار و دستگيری معلمان و محکوم کردن آنها به زندان نيز جواب رژيم به خواستهای به‌حق معلمان است که وزير آموزش و پرورش‌اش اإعان می کند که بودجه ‌ی آن وزارت‌خانه ٥.٢ ميليارد تومان کسری دارد!

فشار و سرکوب، تورم و گرانی مواد مورد احتياج روزانه‌ی مردم، کارتی کردن و گران نمودن بنزين، بالارفتن وحشتناک اجاره‌ی خانه‌های مسکونی، افزوده شدن فشار بر مليتهای ساکن ايران و غيره که دامن اکثريت عظيم کارگران و زحمت کشان را گرفته و آنها را به فقر و فاقه بازهم بيشتر کشانده‌است، چنان جوٌ نارضائی درسراسر ايران به‌وجود آورده که جامعه حالتی انفجاری به خودگرفته است.

درچنين شرايطی است که از يک سو امپرياليستهای متجاوز آمريکا و انگليس با استفاده از نارضائی مردم، تلاش کثيفی را در جلب افرادی از ميان مليتها به سوی خود انجام داده و به تهيه‌ی گوشت دَم توپ شديدا مشغولند و از سوی ديگر فرياد خشم آلود مادران داغ‌ديده‌ی زندانيان سياسی دربرابر امپرياليستهای مهاجم  بلند می‌شود که سرودمقاومت مردم را نشان می دهد که درفضای کشور طنين‌انداز شده‌است.

رژيم اسلامی حاکم قادر به ايجاد سکوت گورستانی درايران نيست. گرچه جويبارهای مبارزاتی جنبشهای توده‌ای، علارغم تداوم شان هنوز قادرنشده‌اند با پيوستن به هم، به سيل بنيان کنی تبديل شوند، اما نبايد فراموش کرد که به دليل فقدان رهبری پيشرو و انقلابی مورد اعتماد کارگران و زحمت کشان، جنبشهای موجود حتا درصورت گسترش می‌توانند توسط مشتی افراد فرصت طلب و سازش‌کار به بازی گرفته شوند ـ همان طور که انقلاب مشروطيت و انقلاب بهمن به بی‌راهه‌ی شکست کشانده شدند.

نگذاريم ثمره‌ی خون دهها هزار زندانی سياسی به قتل رسيده توسط رژيم اسلامی، صدها هزار زندانی ديگرشکنجه شده و بعضا دست و پا قطع گشته و ميليونها بار توهين و تجاوز به حقوق اوليه‌ی زنان، جوانان، کارگران و زحمت کشان، مليتها و اقليتهای ملی و مذهبی، برای بارسوم به تاراج برده شود.

در شرايط حساس کنونی، وحدت پيشروان طبقه‌ی کارگر درتشکلی واحد و سراسری از يک سو و اتحاد مبارزاتی جنبشهای کارگری و دموکراتيک تحت رهبری طبقه کارگر به امری اجتناب ناپذير درحرکت ايران به سوی تعالی وپيشرفت و استقرار نظامی عادلانه و فارغ از استثمار وستم‌ طبقاتی از سوی ديگر، تبديل شده‌است. برای تحقق اين وحدتها تلاش خودرا دوچندان کنيم.

سوسياليسم تنها بديل مطمئن رهائی مردم از استثمار و ستم طبقاتی است.

گسترش جنبشهای کارگری و دموکراتيک و وحدت آنها رمز پيروزی است.

ايجاد حزب واحدکمونيست ايران، امرمبرم وعينی کليه تشکلها و افراد کمونيست است.

حزب رنجبران ايران ـ  ١٦ آبان ١٣٨٦