کودکان کار ایران

كودكان كار اصطلاحي است كه در مورد آن بسيار گفته مي شود. اين كه بر اساس فلان ماده قانون و طبق كنوانسيونهاي بين المللي كار كودك ممنوع است و …. اما آنچه در عمل مي بينيم گسترش اين پديده اجتماعي است:

در شهرستان ري ساعت ۲۰:۳۰ دختربچه‌‏اي ۶-۷ ساله , ظرف اسفند را داخل خودروها برده و بعد دستش را دراز مي كند تا پولي بگيرد! ربابه , اهل سبزوار است و از درس خواندن محروم مي‌‏باشد؛ با همان كلام بچه‌‏گانه اش , خيلي خوب , دردها را مي گويد‌‏, همچون يك كارشناس اجتماعي! من پدر ندارم‌‏, نميتوانم مثل بچه هاي ديگه درس بخونم آخه نداريم و اگر من و خواهرم و برادرم كار نكنيم , از گشنگي مي ميريم .اينارو مادرم ميگه! اين جمله را با كمي مكث مي گويد؛ شايد به او گفته اند كه چنين بگويد مثل دهها كودك كاري كه با آنها صحبت كرديم , گويا اين جمله مجوز ادامه فعاليت اشان مي باشد.

از مادرش مي پرسم و اين كه چه كار مي‌‏كند و او با دست به زني اشاره مي كند كه بچه‌‏اي به پشت اش بسته‌‏؛ اوناهاش , اون مادرمه , سيخ كباب , قاشق , چنگال و … مي فروشه , و ادامه مي دهد : راستي فالم مي گيره , مي خوايي فالتو بگيره
ربابه مي گويد : ۵ تا خواهر و برادريم؛ دو تا خواهرام شوهر كردن! يه خواهرم همونه كه پشت مامانمه , برادرمم لنگ مي فروشه؛ اونم ۹ سالشه‌‏!
ربابه مي گويد : خونمون همين اطرافه , اون پشت ها , همه تو يه دونه اتاق زندگي مي كنيم‌‏, تو اتاقاي ديگه هم همشهري هامون هستن!
مي پرسم , ربابه پدرت كي مرده ؟ و او ادامه مي دهد , نمي دونم يه روزي رفت ديگه نيومد , مادرم گفت‌‏: پدرت مرده‌‏! پدرم چاه كن بود‌‏, بعضي وقتا هم تو بازار بار مي برد .
از درآمد ربابه مي پرسم ؛ روزي دو تومن , سه تومن , منظورم هزاره!
برادر ربابه , كريم ۹ ساله از علاقه‌‏اش به درس و مدرسه مي گويد :” دوس دارم برم مدرسه‌‏, اما مادرم مي گه همه بايد كار كنيم تا زنده بمونيم , چند بار گفتم مي‌‏خوام مدرسه برم , جواب داد‌‏: حرفشو نزن مدرسه مال پول داراس , نه ما بدبخت بيچاره ها ؟!
مي پرسم : آقا كريم ! روزانه چقدر در آمد داري ؟ و او مي گويد‌‏: بستگي داره كه چن تا لنگ بفروشم , گاهي ۱۰ تا شايد ۱۵ تا و بعضي روزا ۴ تا ! مهم نيس , گشته نمونيم ؛ خدا را شكر!
در خيابان هاشمي , تقاطع شهيدان , ساعت ۱۴ , ۱۸ آبان كودكي ۶ ساله‌‏,‏آدامس فروش !
اسمت چيه , نميدونم ! مدرسه مي ري ؟ نه خانوم , سال ديگه؛ چرا كار مي كني‌‏؟ پدرم مي گه همه بايد كار كنيم تا شب گرسنه نمونيم ! پدرم شيشه ماشينارو تميز مي‌‏كنه ,‏مادرت چي ؟ مادرم تو خونه ها كار مي كنه و اگر يه روزي تعطيل باشه براي همسايه ها سبزي خورد مي كنه و پول مي گيره , خواهر و برادرم هم داري ؟‌‏يه خواهر دارم ۱۴ سالشه اون تو خونه به مادرم كمك مي كنه كه سبزي خرد كنه , و اگر مادرم تو خونه ها بره خواهرم ميشه آشپز ! دوست داري به مدرسه بري؟ آره خانوم پدرم مي گه اگر زياد بفروشي , مي تونم برات دفتر و كتاب بخرم و بفرستمت مدرسه .
منزل شما كجاست ؟ همين خيابون
اگر يه وقت گم شي , چي ؟ نه پدرم مياد دنبالم با هم مي ريم؛ خونه از خودتونه ؟ نه خونه دايي مي‌‏شينيم .
غذا خوردي؟ مامانم يه لقمه نون و پنير داده بود خوردم و الان يه ذره گرسنمه , عيب نداره , كار كنم وضع همه‌‏مون خوب مي شه !
خيابان رودكي ساعت ۱۹ - ۵ شنبه ۱۸ آبان ماه؛
پسربچه فال فروش , ۸ ساله , نامش را نمي گويد! براي چي كار مي‌‏كني ؟ برا اينكه پول در بياورم .
پدرت كجاست ؟‌‏مريضه , همش تو خونه مي خوابه . مدرسه مي‌‏ري ؟ پارسال رفتم اما امسال نمي تونم آخه پدرم خوابيده و ما بايد كار كنيم , پدرم تصادف كرد , ماشين رو فروخت و خرج بدهي هاش كرد و اون موقع بي پول شديم .
وقتي پدرم سالم بود , فقط اون كار مي كرد , اما الان همه كار مي كنيم! روزي چقدر كار مي‌‏كني ؟ معلوم نيس , يه روز ۱۰۰۰ تومان يه روز ۱۲۰۰ تومان و يه روز شايد ۱۰۰ تومن !
مادرت چي كار مي كنه ؟ براي همسايه‌‏ها خياطي مي كنه و برادرم در يه مغازه ميكانيكي شاگردي مي‌‏كنه! برادرت چند سالشه؟ و پسر بچه مي گويد: ۱۱ سالشه پارسال مي رفت , مدرسه , بابام كه تصادف كرد مامانم مجبور شد بره پيش اوستا كريم تا داداش اونجا كار كنه و اوستا قبول كرد .
دوست داشتي درس بخوني ؟ آري خانوم, خيلي هم! مامان ميگه غصه نخور , بابا كه خوب شد , دوباره ميري مدرسه‌‏! پدرم پاهاش شكس, گچ گرفتن الان مي گه كمرم درد مي كنه دكترا گفتن حالا حالاها نبايد كار كنه .
خيابان شمشيري - حوالي ميدان آزادي ۱۷ آبان , چهارشنبه ساعت ۱۹ ؛
پسربچه اي ۵ ساله , نشسته و مقابلش ترازويي! ۵۰ تومان مي گيرد و مردم را وزن مي كند , نام او علي است . مي‌‏پرسم از كي اينجا نشستين , مي گويد‌‏: نميدونم چن ساعتيه . چقدر كار كردي ؟ به دخلش اشاره مي كند و مي گويد, همين ۱۰-۱۱ سكه ۵۰ توماني ! خونه كجاس! دو كوچه اون‌‏ورتر. تنهايي مي آيي و ميري ؟ نه داداشم مياد . ۱۴ سالشه . اونم كار مي كنه؛جاسوئيچي و آينه و ماشين و پرده ماشين و اين جور چيزا.
پدرت كجاست؟ اون مرده . خيلي وقته كه رفته پيش خدا و ما رو تنها گذاشته . مادرم صبا مي ره خونه خانوم مهربونه شبا مياد, پول , غذا و لباس مياره . اون خانوم خيلي خوبه !
ميپرسم , صبح ها چطور اينجا مي آيي؟ مي گويد : صبا داداشم بيدارم مي كنه , اون موقع مادرم خونه نيس يه چيزي مي خوريم و ميريم سركار ناهار هم مامان چيزي درست ميكنه تا گرسنه نمونيم!
مي پرسم : بازي را دوست داري و او با حسرت به گوشه اي نگاه مي كند و مي گويد‌‏: خانوم خيلي اما آخه من حالا مرد خونه ام مامان مي گه بعد از خدا شما مرد خونه ايد درسته كه ۵ سالمه اما خيلي چيزا مي‌‏دونم اگه يه روزي پول در نياورم و برم خونه , خجالت مي كشم!
خيابان امامزاده حسن ۱۷ آبان ساعت ۱۸ ؛
پسر بچه اي در اتوبوس چسب و اسكاچ مي فروشد‌‏, وقتي مي بيند , مشتري ندارد, از اتوبوس پياده مي شود و به اميد اتوبوس ديگر و مسافراني ديگر !
عباس مي گويد : كار مي كنم چون نياز دارم , صباميرم مدرسه و بعد از ظهر كار ميكنم بابام نمي تونه خرج مدرسه رو بده اون نمي گه كار كنيم ولي من فكر مي كنم كار كنم بهتره آخه , حقوق پدرم كمه‌‏!
مادرم هم پرستار يك بچه‌‏س در منزل يكي ! مامان اون بچه ميره سر كار و مامان من ا ون بچه رو نگه مي دا ره مي پرسم خونه دارين ؟‌‏ و مي گويد : مستاجريم يافت آباد , خيابان معلم , عباس مي گويد‌‏: يك خواهر دارم و دوتا داداش ! هر دو داداش‌‏ها هم كوچيكن ۴ ساله و ۲ ساله خواهرم روزا بچه رو نگه مي داره تا مامان سر كار برد و آشپزي هم مي كنه خواهرت درس نمي‌‏خونه ؟ چرا تا كلاس ۵ خوند و بابام گفت كه نمي تونم خرج مدرسه بدم , اون خونه نشين شد .
روزانه چقدر كار مي كني ؟‌‏يه روز ۲ هزار تومان خيلي وقتا هم خيلي كم چه آرزويي داري؟ و عباس مي گويد‌‏: آروز دارم كه بزرگ كه شدم معلم شم آخه اگر درس بخونم‌‏, سر كار مي رم و پول خوبي مي گيرم تا بچه ام مثل من اين طوري كار نكنه !

وقتى فقر زنانه مي‌شود:۳/۲ درصد از كودكانى كه به مدرسه نمي‌روند از ميان دختران

هستند. نيلوفر انسان
سرمايه

در دههء گذشته، به ويژه در كشورهاى در حال توسعه تعداد زنانى كه در فقر زندگى مي‌كنند به نسبت مردان با افزايش بي‌رويه‌اى روبه‌رو بوده است، اما تنها عوامل اقتصادى در اين مساله دخيل نيستند. علاوه بر عوامل اقتصادي، وجود نقش‌هاى جنسيتى و دسترسى محدود زنان به منابع قدرت، آموزش و پرورش و منابع سودزا در فقر زنان تاثيرگذارند. در حالى كه فقر برمناسبات كل خانواده تاثير مي‌گذارد اما به دليل تقسيم جنسيتى كارها و مسووليت‌ها اين زنان هستند كه بيش‌تر بار فقر را بر دوش مي‌كشند.

آيا فقر زنان با مردان متفاوت است؟

با توجه به تعاريفى كه در معاهدات بين‌المللى از حقوق بشر آمده و در شرايطى كه نبود هر كدام از عوامل موجود در آن تعاريف به منزلهء فقر و يا آسيب‌پذيرتر بودن در برابر فقراست، فقر در ميان زنان به گونه‌اى متفاوت از مردان رواج يافته و آثار خود را نشان مي‌دهد. زنان همچنين بنا بر ويژگي‌هاى جنسيتى نهادينه‌شده در ضمير خود و جامعه فقر را به گونه‌اى ديگر لمس مي‌كنند.

كمبود غذا، گرسنگى و سو تغذيه

هنگام گسترش فقر از زنان و دختران انتظار مي‌رود كه پس از اين‌كه مردان و پسران غذاى خود را خوردند باقيماندهء غذايشان متعلق به آن‌ها باشد. اين خود سبب مي‌شود كه زنان بيش‌تر از مردان در معرض سوء‌تغذيه و بيماري‌هاى ناشى از آن قرار بگيرند.

كمبود دسترسى به منابع پرسود براى تامين زندگى

بيش‌تر زنان هيچ‌گونه حق قانونى براى دسترسى به زمين و ساير دارايي‌ها ندارند.آن‌ها نمي‌توانند به دليل نبود تضمين هيچ‌گونه وام و يا اعتبارى بگيرند. ساير منابع براى احراز موفقيت در شغل شامل آموزش مهارت‌ها، زمان و اطلاعات بازار است كه زنان نسبت به مردان به آن دسترسى كم‌ترى دارند. از اين رو ذهن خود را بر مشاغل كم درآمد ناامن و غيررسمى ‌متمركز مي‌كنند. از طرف ديگر زنانى كه براى تامين رزق و روزى خود به‌ مردان وابسته هستند علاوه بر تحمل رنج فقر توهين و تعدى آن‌ها را ناديده مي‌گيرند تا براى زندگى خود منبع درآمدى اندك داشته باشند.

بيمارى و افزايش مرگ و مير ناشى از آن

در كشورهايى كه مردم براى مراقبت‌هاى بهداشتى خود هزينه پرداخت مي‌كنند، زنان كم‌ترى در هنگام بيمارى به كلينيك و بيمارستان رفته و در خانه دست به معالجهء خود مي‌زنند. باردارى و زايمان نيز براى زنانى كه دسترسى به نيروى متخصص ندارند خطراتى را به همراه دارد. اين در حالى است كه زنان باز هم علاوه بر تحمل رنج فقر هميشه نقش پرستار افراد بيمار خانواده را بازى مي‌كنند.

محدوديت و يا عدم دسترسى_ به آموزش و پرورش و ساير خدمات اوليه
۳/۲
درصد از كودكانى كه به مدرسه نمي‌روند از ميان دختران هستند. بسيارى از آن‌ها در خانه مانده و به كارهاى خانه و مراقبت از كودكان مشغول هستند. اغلب والدين تصميم مي‌گيرند كه به دليل ترس از امنيت فيزيكى دختران در راه مدرسه و يا حتى ترس از تجاوز معلمان مرد و دانش‌آموزان پسر در مدرسه از سوادآموزى آن‌ها ممانعت به عمل آورند. به دنبال عدم سوادآموزى اين دختران، دسترسى آن‌ها در دوران بزرگسالى به مشاغل مناسب كم شده و آسيب‌پذيرى آن‌ها در برابر فقر فزونى مي‌يابد.

بي‌خانمانى و نبود مسكن
اگر ازدواجى به هر دليلى با شكست مواجه شود، زن باوجود همهء خدمتى كه به خانواده كرده است بايد خانه را ترك كند چرا كه از هيچ‌‌گونه حق مالكيتى برخوردار نيست. اختصاص بودجه براى تهيهء مسكن مناسب براى زنان شامل بخش بزرگى از درآمد آن‌ها بوده و فقر ناشى از آن نيز گريبان زنان را مي‌گيرد.

محيط ناامن
در خارج از خانه، خشونت‌هايى كه مبناى جنسيتى دارند از قبيل تجاوز در اغلب جوامع زنان را تهديد مي‌كند. خشونت خانگى نيز در محيط خانه رواج دارد و اغلب از چشم جامعه دور مي‌ماند و اين خانه را به محيطى ناامن تبديل مي‌كند. وقتى جنگ درمي‌گيرد مردان به جبهه‌ها فراخوانده مي‌شوند و اغلب اين زنان و كودكان هستند كه از قربانيان غيرنظامي‌جنگ‌ها به شمار مي‌روند. درآمد اندك زنان نيز به همان دليل تقسيم جنسيتى كارها اغلب با خرج زندگى مطابقت نكرده و فقر گريبان خانواده را گرفته و تنش ناشى از آن نيز زنان را به انواع بيماري‌هاى روحى و جسمي‌مبتلا مي‌كند.

تبعيض اجتماعى و عدم شركت در تصميم‌گيري‌هاى جمعى جامعه
مردان فقير به دليل فقر از حضور در مناصب سياسى و اجتماعى باز مي‌مانند و زنان فقير به دو دليل فقر و جنسيت از رسيدن به مناصب بالاى سياسى و اجتماعى محروم هستند. در بيش‌تر جوامع زنان از حضور در دولت باز مي‌مانند. تقريباً هيچ مجلسى وجود ندارد كه زنان و مردان به طور برابر در آن حضور داشته باشند. در بيش‌تر جوامع زنان از تصميم‌گيرى در شوراهاى محلى باز مي‌مانند. در نتيجه سياست‌هاى مالى و اقتصادى بدون در نظر گرفتن حقوق اقتصادى زنان توسعه مي‌يابد.در اين ميان شايد بتوان با توجه به وجود برخى از مشكلات براى زنان جهت دسترسى مناسب به بازار كار با پيش‌رو گرفتن ديدگاه نهادگرا به توانمندسازى آن‌ها براى حضور موثرتر در اجتماع پرداخت و به رفع باورهاى تبعيض‌آميز در روابط و اجراى نقش‌هاى برابر براى يافتن شغلى مناسب جهت جلوگيرى از آسيب‌پذير شدن زنان در مواجهه با فقر كمك كرد.
منابع:
Oxfam.org .www
unfpa.org .www
eapn.ie .www