بى حقوقترين بخش طبقه کارگر

محمد فرجی

کارگران ساختماني سازندگان ساختمانهاوخالق ثروتهاي حاصل ساخت وساز امروزند.شرکتهاي ساختماني بعد ازاينکه پروژه کارشان به اتمام ميرسد عذر کارگران راخواسته وهمه را مرخص مي کنند.براي کارگرساختماني نه سابقه اي به حساب مي آيد ونه مزاياي اجتماعي تعلق مي گيرد اينان بيکاراني هستند که دربازار آشفته کار غوطه مي خورند . بسياري از اين کارگران هر روز سرميدانهاي شهرها ميروند وساعتها به انتظار مي نشينند تا کسي پيداشود ونيروي کارشان را بخرد . نيروي کار حراج شده که صاحب آن برايش نرخ تعين نمي کند دوباره فرصتي پيش آيد  و کار بعدي  براي چند روز ويا چند ماه . محيط کار کارگران ساختماني در شرايط غير استاندارد وايمني کار درحد صفر است . لباس کار ،کفش کار،کلاه ايمني دست کش،در کارگاههاي ساختماني به کارگران نمي دهند .کارگران اسکلت کاروجوشکاران بالا رو عموما فاقد لوازم ايمني کار هستند .شرکتهاي ساختماني از بيمه کردن کارگران خودداري ميکنند . پروژه ها وکارگاههاي ساختماني تحت بيمه حوادث هستند به دليل حادثه سازبودن محيط ساخت وساز البته دليلش به رعايت نکردن استانداردهاي ايمني در محيط کار بر ميگردد. کار ساختماني يکي از پرحادثه ترين بخش از مشاغل اجتماعي است . تلفات جاني ونقص عضو ،ازکار افتادگي در کارگاههاي ساختماني اتفاق مي افتد و طبقه کارگر تلفاتش را مي شمارد . صدها خانواده در اين حادثه ها زيان مي بينند . بيمه حوادث هيچ مزايايي براي کارگران ساختماني ندارد بلکه کاملا به نفع سرمايه داران بخش ساختماني بوده است .حوادث در محيط کار براي کارگران ساختماني به يک مسئله عادي بدل شده وهمچون کابوسي هرلحظه ممکن است اتفاق بيفتد. از خود بيگانگي وپراکندگي در اين بخش از کارگران عيان است درواقع بزرگترين حربه اي است که بورژوازي با برنامه به آن دامن ميزند وکارگران از آن زيان مي بينند. هرشرکت ساختماني تمام اجزاي مربوط به هر کاري رافرمول بندي مي کنند از خاک برداري تا محوطه سازي که پايان کاراست.هر رشته از کاررا به مناقصه ميگذارند .پيمانکاران ريزودرشت هجوم مي برند ودر مناقضه شرکت ميکنند . ودر نهايت پيمانکاران هر رشته از کار مشخص و کارها شروع مي شود . بعد ازخاک برداري فونداسيون وآرماتوربندي توسط پيمان کارهاي دست دوم وسوم که هرکدام چند نفر کارگر استخدام ميکنند با کار سخت وساعت کار طولاني ادامه پيدا ميکند . نيروي کارگر ساختماني به تاراج ميرود بدون اينکه هيچ گونه بهبودي درزندگيش ايجاد شود . گاهي ماههاي متوالي هم حقوق روزانه اش رادريافت نميکند. هرچه پيمان کاران در رده هاي پايين تر باشند شدت استثمارکارگران بيشتر است. هر کارگر ساختماني با پديده  اي بنام ورشکستگي ويا فراري بودن صاحب کار آشنايي دارد زيرا اگر خود تا اکنون موردي برايش پيش نيامده باشد  حتماهمکاري يا کارگري را مي شناسد که اين مشکل را متحمل شده باشد . در اينجا هيچکس زيربارنميرود. کاري انجام گرفته، ارزشي آفريده شده،سازنده واقعي آن بايد به گل بنشيند. کارگران ساختماني از ابتداي ترين حقوقي که دنياي متمدن براي انسان به رسميت شناخته است بهره اي نمي برند. تامين اجتماعي ،سابقه ي کارو بيمه بيکاري برخوردار نيستند. کارگران ساختماني بي حقوق ترين بخش از طبقه کارگرند. ساعت کار در کارگاهها و پروژه هاي ساختماني ۹ ساعت است. بدون تعطيلي وتمام هفته . البته بعضي از کارگاهها و پروژه ها جمعه بعداز ظهررا تعطيل ميکنند!! . بخشي از کارها را که توسط استاد کاران بصورت کنتراتي قرارداد مي شوند اينها هرکدام يکي دو نفرکارگر استخدام مي کنند و اينها در هيچ شرايطي کار را تعطيل نمي کنند. شب کاري يکي ديگر از کارهاي است که درشرکتهاي ساختماني رايج است. بيشتر مصالح ساختماني شب به سر پروژه مي رسد و بايد همانوقت بار تخليه شود. براي تخليه ي بار اين کارگران اضافه کاري دريافت نمي شود .صاحب کاران براي هر کاميون نرخ تعيين کرده و براين اساس خود ساخته مزد مي دهند . درکار ساختماني بيشترين حوادث در شب اتفاق مي افتد .کارگر بعد از ۹ ساعت کار نه از نظر جسمي ونه از نظر هشياري توانايي ندارد شب کار کند. اما اگر اين کار را نکند فردا اخراج مي شود. جاي خواب دارد ، بايد شب هم لازم شد کارکند . اين نظر صاحب کار است. درصد بالايي از کارگران ساختماني کارگران فصلي هستند. در واقع بخشي از کارگران فصلي در کار ساختماني مشغولند . اين کارگران بيشتر در محل کارشان زندگي مي کنند . در هر شرکت و پروژه ساخاتماني محل زندگي کارگران در بهترين حالت شبيه يک آلونک است . در هر اتاقي ۴ يا ۵ نفر و گاهي بيشتر زندگي مي کنند. که اغلب چند آجر و سفال روي هم چيده مي شوند و آنجا هم جاي خواب است و هم آشپزخانه .  محيط زندگي کارگر ساختماني غير بهداشتي است و هر آن د رمعرض بيماري وآلودگي هاي ويروسي قرار دارند . در واقع کارگران ساختماني از شروع پروژه ساختمان با آلونکهايي که در اختيارشان گذاشته مي شود ، و از آنجا هم بعد از مدتي بدليل پايان کار اخراج و دوباره روانه سر ميدانها ودربدر بدنبال کارديگر.

کارگران ساختماني بايد اين را آموخته باشند ، تا بصورت پراکنده هستند هيچ حساب مي شوند.کاررا برمبناي سود اضافه برنامه ريزي ميکنند و در بوجود آمدن اين سود اضافه کارگران ساختماني نقش اساسي دارند.ودرهيچ يک از اين برنامه ريزي ها شرکت داده نمي شوند. و تنها اين نيروي کار است که به تاراج مي رود . کارگران ساختماني درطي ساليان گذشته بصورت ها ي مختلف به اين وضعيت اعتراض کرده اند. حق کار دائم و برخورداري از بيمه هاي اجتماعي ، بيمه بيکاري مکفي وخواست محيط کاري برابر با استانداردهاي بالا بوده و هستند. اين مطالبات بويژه د رمراسمهاي اول ماه مه هر سال در قالب بندهايي از قطعنامه هاي کارگران بيان شده است . هجوم سرمايه داران بر سطح معيشت کارگران ساختماني بي رحمانه و با شقاوت رنج آوري بر کمر اين بخش ازطبقه کارگر سنگيني مي کند، يک واقعيت است .با توجه به اين که در طي اين سالها کارگاههاي زير ۵ نفر و متعاقبش زير ۱۰ نفر از شمول قانون کار خارج شده و هم اکنون بحث کل کارگران موقت که ازشمول قانون کار خارج مي شوند،دارد مراحل نهايي خود را طي مي کند، کارگران ساختماني در واقع به زنجيرهاي بندگيشان افزوده مي شود . کارگران هيچ راهي بجز متشکل شدن در انجمنهاي صنفي خود ندارد . بايد در اين انجمن ها خواستها و مطالبات طبقاتي خود را مطرح وبراي عملي کردن آنها مبارزه کنند.زندگي برده وار حق ما نيست . يک زندگي شايسته انسان حق ماست و آنرا مي خواهيم .